علی (ع)
زاده گشت در کعبه مرد خدا که ره نداده بر خود هوی
بسان پولاد و ملقب به شیر که آورده سر زورگویان به زیر
به میدان جهاد و نبرد دشمنان را در هم می نورد
بود بر زبان هر بی نیاز نام علی در نماز و نیاز
با همه مردانگی و بی پیرایگی دور نبود از مردم و سادگی
افسوس، دشمن چشم دیدن نداشت در ضمیر خود بذر بدی را بکاشت
چو ملجم لعنت الله بزد بر فرق او جهان بی پدر شد پس از مرگ او
همی سوختیم و ویران شدیم گویی در دنیا سرگردان شدیم
فاطمه (س)
سلام بر بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) فردا روز تولد توست که این روز به عنوان روز مادر و یا روز زن نامگذاری شده است و چه به جا ست پاس داشتن مقام مادر این گل خداوندی تقدیم شده به انسانها انشاء الله که قدر مادران را بدانیم و به آنها احترام بگذاریم. فاطمه جان برای مادران و زنان ایران عزیز دعا بنما که همواره در سلامت جسم و روح باشند و به یاد خداوند و به فرزندان خود چگونه سالم زیستن را بیاموزند و چگونه بندگی کردن را مگر نه اینست که از دامن مرد زن به معراج می رود.
یا فاطمه ازهرا
ای فاطمه جان امروز روز شهادت توست و تمام عالم در ماتم تو می سوزد و می دانم که در زمان حیاتت چه مصیبت هایی بر تو وعلی(ع) گذشته است این مردم جاهل حتی برفرزندان عزیزت امام حسن و امام حسین (ع) و حضرت زینب و حضرت ام کلثوم چه مصیبت ها روا نمودند. امام حسن(ع) را با زهری زهر آهگین به شهادت رساندند و امام حسین (ع )را در کربلا سر بریدند وبه شهادت رساندند. ای امان از دل اهل بیت و ائمه اطهار ای امان از دل امام زمان عزیزم که در سوگت نشسته فاطمه جان تنها از تو می خواهم که فرزندم را در پناه خود دریابی او نیز فاطمه است .
آزادگان
خوش به دشت بیکران
سبز و بلند باشند آن درختان جوان
به اوج فلک دست یازی نموده اند
و آزادگی را
قرار داده اند سرمایه جان
رها و سهل والعنان
بی دغدغه از آدمیان
به گوشه ای خزیده اند
گویا خلوت خویش را دوست دارند
از دل و از جان
تارکان دنیا نیز همچون درختان
سبکبال و آزاده اند
و دل را اسیر جانان کرده اند
چنان که از خود گذشته اند
و آن را
فدای یاران کرده اند
و خوشند و راضی که زمان را
وقف عزیزان کرده اند
پیام نور
خبر آمد نتیجه ها اعلام شد دل مان ریخت و جانم به کام شد
رفتم پی اینترنت و شدم وصل که ببینم ثمر چهارده سال دوری از اصل
صفحه ها باز شدند یکی یکی با سرعت کند و لاک پشتکی
مردودی و قبولی سپر شد که ناگه پیام قبولی بدر شد
نگاهم خیره بر صفحه ماند دلم پر از آ شوب و بلوا بماند
خدایا مرا جز تو کیست که محمود به جز تو هیچ نیست
غرش آزادگان
ما را چه باک از غرش امواج دریا نباشیم زبون زوزه طوفان صحرا
که ما را دلیست همانند شیر ظفر آئیم و غریم همانند تیر
بسان اژدها پیل خرطوم زنیم دل بیگانه را بدریم و خنجر زنیم
سیره و آئین این آزادگان همین بود رسم مردان خداخواهی جزاین بود
خواب غفلت
عمری درخواب بودم ودریغ ودردکه یادم نبود که لحظه چون در زدستم می رود حواسم نبود
آخر که چرا می شود انسان زخدا غافل با تنها عشق حقیقی آن هم ز او غافل
مگر آدمی به چه دل بست که او شد فراموش گویا فرزند ابولبشر نماند چیزی در یادش
انسان که ببندد دل به دنیای غدار آخرش آن بود که نماند اسمش در روزگار
طوفان حوادث گر تو را دستخوش آفات نمود تو چنان باش و چنین باش که تو را چیزی ننمود
ای رب متعالی پر کن دل ما را از نور محبت و ز عشق و جمال یار را
گر به تو زحمت رسید عمری چند افسوس مخور زیرا که گرفتی زاین دنیای گذر پند
بیا و با جمع یاران باش که حکمت این باشد انسان به خواب رفته غفلت برایش جز آن نمی باشد
امام حسن عسگری(ع)
امروز سالروز شهادت امام حسن عسگری(ع) می باشد و من این روز را خدمت حضرت بقیه الله اعظم آقا امام زمان تسلیت عرض می نمایم. جانم به فدایت باد.
سفیدی
دل را باید زدود
سیاهی را باید زدود
باید با دستمالی سفید به دیدار سیاهی رفت
باید دوده های سیاهی را از لوله های سینه ها پاک نمود
باید سیاهی را از سوراخ غربال محبت عبور داد
دل باید سفید باشد
دل باید رنگش رنگ برف
نشانش نشان صلح
یکرنگی و صداقت باشد
دل مامن آرامش است
مامن پاکی
از پاکی جز پاکی به چشم نمی آید
در بازار عشق نیرنگی به فروش نمی رسد
متاع سیاه نیست
چهره ها سفیدش زیباست
در دادگاه سفیدی سیاهی محکوم است
تنهاست
بیگانه است
دوستی به رنگ سفید است
به دیدار سفیدی باید رفت
سینه ها را
اندیشه ها را باید سفید کرد
روح از سفیدی آرامش می یابد
جان به برکت سفیدی روح می یابد
جسم در سفیدی می ماند
می میرد
محشور می شود
بهتر است سیاهی را به چاه فراموش شده زمان بسپاریم
با سفیدی چهره در نقاب خاک کشیم
و
چهره از نقاب خاک بر کشیم
اهل خانه
در سرای ما چنین نامیست برای اهل خانه بزرگ و کوچک و دگر باشد میانه
اول ایشان رمضان علی مرد خدای جلی فاطمه قره العین ام و بنای خانه
ارشد ترین اولاد نامش که باشد حمید عالم گیتی سپهر سنگ بنای خانه
عرف خدای دانا تجلی اله است محمود روشنی بخش چشم و چراغ خانه
آخرین پسر قند عسل مجید خوش نمااست فائزه نازنین نور خدای خانه
تقدیم به عشق
چشم معصومی که داری در نگاه می برد دل مرا به ماوراء
خنده زیبایت از گل بهتر است چهره تو همچو خورشید است و ماه
ای که مهر تو نشست بر قلب من چهره من خود دلیل است و گواه
مهربانی را به سنگ آموخته ای عشق خود را بر دلم آویخته ای
ای فدای آن همه شور و صفا جان من را با جهان آمیخته ای
حضرت رسول اکرم(ص) و امام حسن مجتبی
امروز سالروز شهادت حضرت رسول اکرم(ص) و امام حسن مجتبی می باشد و چه سخت است سخن گفتن از این دو نور عالم. امروز روزیست که غم بزرگی بر دل انسان سنگینی می کند و تنها اشک دیده است که می تواند مرهمی بر زخمهای دلمان باشد. خدایا توشاهد باش که ما دل به اهل بیت تو بسته ایم و چشم به انتظارظهور قائم آل محمد (ص)نشسته ایم. باشد که در این روز عزیز مورد لطف درگاه توباشیم و گناهان ما بخشوده شود. باشد که ما را با اهل بیت خود محشور داری انشاءالله
سوز عشق
بنام عشق که زیباتر کلامیست عاشقان را بهر این نام چه حالیست
علاقه ایست صورت گرفته میان دو دوست شدید است سوز عشق که رنگش حنائیست
دنیا
ناله ساز و آهنگ دراز شب هجران
زنگوله نمائیست
این قلب تپنده در شوق وداعیست
گه سرخ شود زناله
یا سپیدی از شراره
این درد فراق
آتش زنه پیکر و آن راز بقائیست
گویا جدایی را به صد دانه الماس بهائیست
و یا سوزان عرق
که به اظطراب آتشین مانده ها
در برق و نمائیست
پس چیست
زندگی را گویم
پرسش این است که آیا
تنگه صعب العبور فردای خدائیست
شب نگاه
در شب نگاه خلوت یار
سپیده با راز
نیایش می کرد و می گفت
تو را دوست دارم
چرا که با تو حرفها در سینه دارم
و آن ستاره تابناکم
نالان شد
حیران شد
انگشت به دهان شد
زیرا که شب زاغ صفت آمد
و
همه چیز برایم ویران شد
تبلیغات 

